محمد تقى مصطفوى
مقدمهء كتاب 5
اقليم پارس ( فارسى )
گذشته برترى دارد . همانطور كه در ديگر كتب و آثار خود كه هريك بفراخور خويش در علم شريف باستانشناسى ( اركئولژى ) ايران مقامى رفيع و شأنى منيع دارد ، در اينجا نيز سعى كرده است سخن بگزاف نگويد و راه بخلاف نپويد . « حد همين است سخن گفتن و زيبايى را » . * * * فضائل فارس و فارسيان و سرمايهء استعدادى كه آفريدگار جهان در مردم آن سرزمين بوديعه نهاده و بلطافت طبع و كرم اخلاق آراسته است ، بانضمام ديگر خصائص طبيعى و مواهب آسمانى ، مانند بارورى زمين و فراوانى آب و اعتدال هوا و طربانگيزى خاك هميشه مورد توجّه بزرگان جهان بوده و هست و اكثر نويسندگان و گويندگان و سيّاحان و جغرافيانويسان و تاريخنگاران از مكارم و محامد آن سرزمين و سجاياى محمودهء مردم آن بالسنهء گوناگون و به تعبيرات مختلف به نظم و نثر داد سخن دادهاند ، تا بجايى كه ذكر فضائل آن ديار و خصائل اهل آن از همه والاتر و بالاتر در كتاب مبين الهى آمده است . چنان كه در ذيل دو سه آيهء قرآنيّه كه لسان وحى بمردمى غير عرب اشاره كرده و از آنها به نيكى ياد فرموده است ، مفسّران گفتهاند كه مقصود از آن قوم ايرانيان و پارسيان بودهاند . از آن جمله در ذيل اين آيهء شريفه : « وَ إِنْ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ ثُمَّ لا يَكُونُوا أَمْثالَكُمْ » ( محمد 47 / 38 ) زمخشرى در تفسير كشاف خود ، قوم مذكور در اين آيهء شريفه را مردم فارس دانسته است . و همچنين آيهء شريفهء ديگر : « . . بَعَثْنا عَلَيْكُمْ عِباداً لَنا أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ . . » . ( الاسراء 17 / 5 ) و نيز در اين آيت : « مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ . . . يُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ . . . » ( المائده - 5 / 54 ) قاطبهء مفسّران اين آيات مباركات را همه در شأن مردم فارس دانستهاند ، و روايت كردهاند كه چون از